بازگشت
|
پرواز با پاراگلایدر مدتها بود میخواستم با پاراگلایدر پرواز کنم اما هرجا میرفتم پا نمیداد. تا اینکه پاییز سال نود شوهر خواهر عزیزم آقای ایمان خندان بهم گفت از طریق دوستاش مطلع شده که کلاس پاراگلایدری در مشهد وجود داره به مدیریت آقای مهدی شاملو. خلاصه دنبالش رو گرفتیم و با ایشون دیدار کردیم. آقای مهدی شاملو مدیریت باشگاه ورزشهای هوایی آیریان رو بر عهده دارند. پس از گفتگو با آقای مهدی شاملو و انجام کارهای مربوطه کلاسهای آموزشی شروع شد و مراحل کلاس تئوری با موفقیت انجام شد. کلاسهای عملی در مراحل زمین مسطح، شیب، تپه، پرواز دو نفره و بالاخره پرواز تک نفره از کوه انجام شد و تونستم مدرک پاراگلایدرم رو با موفقیت بگیرم. در این بین ذکر چند نکته خالی از لطف نیست. اول اینکه از همین جا از آقای مهدی شاملو استاد مسلم پاراگلایدر نهایت تشکر رو دارم ایشان بدون چشم داشت حاضر شد به خاطر آب و هوای نا متعادل پاییزی چند جلسه خصوصی آموزشی برای من انجام بدن، به خاطر اینکه بنده باید مشهد رو ترک میکردم ایشون نهایت سعی رو کرد تا من رو جلو بندازه و کلاسهام زودتر از بقیه تموم شه. نکته دیگه اینه که پاراگلایدر از جهت ایمنی به شرایط مختلفی از جمله شرایط آب و هوایی بستگی داره و تشخیص این امر مسئله بسیار مهمی هست و آقای مهدی شاملو از این جهت کاملا استاد هست. ورزش پاراگلایدر ورزش بسیار شاد و مفرحی هست اما اگه قصد این رو داشتین که با پاراگلایدر سر و کار داشته باشین این نکته مهم رو به خاطر داشته باشین که حتما قبل از شروع با ورزش بدن خودتون را رو فرم بیارین و از لحاظ قدرتی و استقامتی روی بدنتون کار کنین. افرادی رو میدیدم که با داشتن شکم گنده و بدن نامتناسب و یا بدنهای ناورزیده سعی در یادگرفتن این ورزش زیبا داشتند که در مرحله عملی با مشکلاتی روبرو میشدن. پرواز در ارتفاعات بسیار زیبا و جالب هست. خیلی هیجان داره و مناظر بسیار زیبایی رو از اون بالا میتونی ببینی. اگه تمرین زیادی داشته باشی میتونی لذت بیشتری هم ببری. از مشکلات این ورزش هزینه بر بودن اون هست و اینکه وقت آدم رو خیلی میگیره اما اگه بتونی این مشکلات رو حل کنی بسیار لذت بخش هست. پاراگلایدر دریچه ای زیبا و جدید رو برای من ایجاد کرد و از آقای مهدی شاملو بسیار متشکرم.
|
|
بازدید از قندیلهای یخ زده آبشارهای اخلمد آذر سال نود رو برای عکاسی از قندیل های یخی مسیر دره اخلمد و آبشارهای زیبای اون انتخاب کردم. روزی رو انتخاب کردم که بعد از بارشهای متوالی باران و سپس برف واقع شده بود و اینکه چند روز قبلش کلا دمای زیر صفر داشت. اون روز آفتابی بود و هوای سرد و دلچسبی داشت. ساعت ده رسیدم به اخلمد و با برداشتن وسایل لازم از طریق دره به سمت آبشارها حرکت کردم. مسیر بسیار زیبا بود و قندیلهای یخی از همون ابتدا به چشم میخوردند. اما اوج قندیلها رو در آبشارها میشد دید، علی الخصوص آبشار دوم که تماما یخ زده بود. مناظر چشم نواز و زیبایی وجود داشت که فقط با دیدن اونا میشد فهمید که چقدر زیبا هستند. چقدر زیبایی تو این دنیا وجود داره و ممکنه نزدیکیای ما هم واقع شده باشند اما ازشون غافل هستیم. خدایا چشمان ما رو به زیبایی ها بازکن. عکسهایی از این مسیر و قندیل های یخیش در قسمت عکس های ایران همین سایت موجود هست. RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره نه
|
|
سفری دیگر به منطقه کویر یونسی بار دیگر تصمیم به بازدید از منطقه زیبای کویر یونسی خراسان رضوی گرفتم. برای اینکار با آقای عباس عشقی تلفنی صحبت کردم. ایشان با منطقه بسیار آشنا هست و هربار که به این منطقه میرویم از تجربه و آشنایی ایشان با این مناطق کمک فراوان میگیریم. پس از ورود به منطقه در نیمه آذر نود به همراه استاد مجید زحمتکش و آقای عباس عشقی به منطقه کوه های صخره ای زیبای جیز رفتیم. این کوه ها بسیار زیبا هستند و از سنگهای متخلخل و به هم چسبیده جالبی پدید آمده اند. ابتدا از کوه جیز از طریق صخره نوردی بالا رفتیم و کلی عکس گرفتیم. این صعود بسیار جالب بود و صبح به خوبی آغاز شد. از اون منطقه راهی ریگ بلند و سپس دریاچه بند خاکی شدیم. منظور از ریگ بلند رملی با ارتفاع حدود بیست متر هست. چون رمل ها خیس بودند ماسه ها به هم چسبیده بودند. از اونجا راهی دریاچه نمک شدیم. این دریاچه که نزدیکی یونسی واقع شده و بعد از گذر از رمل های زیبا قرار دارد دارای نمک فراوان میباشد. به گفته آقای عباس عشقی شوری آب این دریاچه از شوری آب دریاچه ارومیه بالاتر هست. چندین عکس کنار این دریاچه انداختیم و بعد به محل نگهداری و پرورش آهوها رفتیم. از طرف سازمان محیط بانی منطقه ای در این کویر بر پا شده که در آن آهو پرورش میدهند و سپس در دشت ها رها میکنند. اقدام جالب و در خور تحسینی بود که همینجا از سازمان محیط بانی تشکر میکنم. از آهو ها هم بازدید کردیم که بسیار زیبا بودند و بعد از کویر نوردی و اجرای این چند برنامه برگشتیم. از آقای عباس عشقی و آقای مجید زحمتکش تشکر فراوان دارم. عکسهایی از این روز به یاد ماندنی در قسمت عکس های ایران همین سایت موجود هست. RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره نه
|
|
بازدید از چاه غار رودمعجن، فرود از آبشار نیمه یخ زده رود معجن و بازدید از غار اوندر یک روز سرد ولی آفتابی نیمه آذر نود رو برای انجام سه برنامه در نظر گرفتیم. به همراه استاد مجید زحمتکش به منطقه روستای رود معجن تربت حیدریه خراسان رضوی رفتیم. آقای مجید زحمتکش چند وقت پیش دهنه یک غار رو بالای آبشار رودمعجن دیده بود و پیشنهاد داد که از این غار که در حقیقت یک چاه غار بود دیدن کنیم. صبح ساعت ده رسیدیم دهنه این غار که بالا سر آبشار رود معجن قرار دارد. پس از حدود سی متر سینه خیز به دهنه چاه این غار رسیدیم، با بستن کارگاه حدود بیست متر فرود اومدیم و سپس بقیه مسیر داخل غار رو با پیمودن شیب نسبتا ملایمی و دست به سنگ شدن متوالی طی کردیم. نکته جالب اینکه داخل این غار قندیلهای بسیار زیبا و جالبی داشت. یه سری از قندیلها شباهت بسیار زیادی به کف اقیانوس داشتند. چون این غار کمتر مورد پیمایش قرار گرفته بود قندیلها اکثرا سالم مانده بودند و مناظر بکر و زیبایی پیدا بود. بعد از حدود صد و پنجاه متر دست به سنگ به انتهای غار رسیدیم. قندیلهای انتهای غار بسیار زیباتر و منحصر بفردتر بودند و یک حوضچه زیبا هم در انتهای غار وجود داشت. بعد از بیرون اومدن از این غار طبق برنامه قبلی رفتیم بالای سر آبشار رود معجن و پس از بستن کارگاه طبیعی از این آبشار فرود اومدم. هوا خیلی سرد بود و دور و بر آبشار قندیلهای یخی زیادی به چشم میخورد. با اینکه لباس ضد آب پوشیده بودم ولی بعد از فرود تعدادی از لباسهام خیس شده بودند که فوری رفتم زیر آفتاب و کمی از شدت سرما کاسته شد. بعد از فرود از آبشار به منطقه روستای اوندر رفتیم و از غار اوندر بازدید کردیم. این غار دردامنه یک کوه قرار دارد و دهنه بزرگ آن از دور هویدا هست. پس از صعود کوتاهی به دهنه غار رسیدیم. داخل غار حدود صد متر شیب به سمت بالای نسبتا تندی را باید طی کرد که کاملا خیس و گلی هست. موقع بالا رفتن از این شیب باید دقت کرد تا سر نخورید. غار عارضه خاصی ندارد، فقط سنگهای بزرگی در سقف و آویزان از سقف مشاهده میشوند و کبوتر های زیادی نیز از این غار استفاده میکنند. روز خوبی بود و از آقای مجید زحمتکش کمال تشکر رو دارم. |
|
صعود به قله زیبای هزار مسجد در نیمه دوم آذر نود نیمه دوم آذر نود تصمیم گرفتم به قله هزار مسجد صعود کنم. از طریق اینترنت و گوگل ارت مسیرها رو بررسی کردم. باز هم چون فردی پیدا نشد باهاش برم قله تصمیم گرفتم تنها برم. صبح ساعت هشت رسیدم به روستای اندیشش نزدیکای چناران. به سمت قله حرکت کردم. اقرار میکنم که اشتباه محاسباتی بدی کردم و مقدار برف رو در نظر نگرفته بودم. طبق حساب کتاب خودم باید تا شب برمیگشتم به روستا. اما نیمه های راه فهمیدم که برف انباشته شده روی زمین بسیار بیشتر از پیش بینی من بود. من یک روز آفتابی رو انتخاب کرده بودم اما هوا بسیار سرد بود و برف در بعضی مناطق تا کمرم میرسید. از جایی که هدفم قله بود ادامه مسیر دادم و چون نمیتونستم از مسیرهای عادی برم مجبور شدم از خط الراس ها برم که برف کمتر و فشرده تری داشت. خلاصه آنچنان سرمایی بود که دمار از روزگارم در آورد. انگشتهای دست و پام یخ زده بودن. ساعت هشت شب رسیدم قله! این به آن معناست که من سه ساعت تو شب کوهنوردی کردم. رفتم داخل مسجدی که روی قله بنا شده و چشتون روز بد نبینه دیدم توی مسجد به خاطر اینکه پنجره ها شیشه نداشت پر از برف بود. چون برای یکروز کوله بسته بودم کیسه خواب نبرده بودم! از پتوهای کناره مسجد که برفی هم بودن برداشتم و هرجور بود تو اون سرما چند ساعتی خوابیدم! خیلی سرد بود و انگشتام بی حس بودن. خیلی لرزیدم. صبح ساعت هشت راه افتادم و زیر نور آفتاب حرکت کردم. دوباره تو اون سرما اونقدر رفتم تاساعت حدود پنج رسیدم روستای اندیشش. وقتی رسیدم خونه فهمیدم انگشتای پام از شدت سرما سیاه شدن و خلاصه کلی آب ولرم درمانی کردم و درد چند روزه ای رو تحمل کردم تا اوضاعم بهتر شد. اگه خواستین به این قله برین سعی کنین تنها نرین! حتی تو فصل تابستون. حیوون های این منطقه خیلی زیادن. از گرگ گرفته تا پلنگ و گراز و غیره. در فصل زمستون حتما با یک تیم قدر و وسایل کافی باید این کار رو بکنین. |
|
پیمایش غار بورنیک نزدیک روستای هرانده روز دوم دی ماه نود رو برای بازدید از غار بورنیک انتخاب کردیم. همراه برادرم آقای مهرداد سلیمانی ساعت پنج از تهران با ماشین شخصی حرکت کردیم. حدود دو ساعت بعد رسیدیم به روستای هرانده، در دوازده کیلومتری فیروزکوه. بعد از آماده شدن دو نفری به سمت غار بورنیک حرکت کردیم. مسیر کاملا مشخصی رو طی کردیم تا به یالی رسیدیم که به سمت غار میرفت. از روستا حدود یک ساعت طول کشید تا به دهنه بزرگ غار رسیدیم. بعد از آماده شدن به داخل غار رفتیم. در ابتدا پلکانی به سمت پایین را پیمودیم تا به تالار اول که بسیار بزرگ بود رسیدیم. چند قدم جلوتر به یک دو راهی رسیدیم. سمت راست منطقه بزرگی بود که به یک بن بست میرسید. مسیر سمت چپ همان تالار اول بود. بعد از طی کردن تالار بزرگ اول به یک راهرو تنگ رسیدیم که مجبور شدیم کوله ها رو در بیاریم تا رد شیم. تالار دوم بزرگترین تالار بود و دارای قندیلهای زیبای بود. بلافاصله بعد از تالار دوم به تالار سوم رسیدیم که کمی کوچکتر بود. در انتهای شیبهای آن قندیلهای زیبایی موجود بود. در این غار بارها دست به سنگ شدیم و چون بعضی مسیرها خیس بود باید با احتیاط رد میشدیم. احتیاجی به طناب و غار نوردی حرفه ای نبود. کل بازدید از غار حدود دو ساعت طول کشید و مسیر ها تقریبا کاملا مشخص بود. غار نسبتا زیبایی بود و ارزش دیدن را داشت. وقتی داشتیم برمیگشتیم گروه های بزرگی در حال بالا اومدن برای رفتن به غار بودن. کروکی نقشه مسیر رسیدن به غار بورنیک از روستای هرانده نزدیک فیروزکوه |
|
پیمایش غار رودافشان نزدیک روستای رودافشان روز نهم دی ماه نود رو برای بازدید از غار زیبای رودافشان انتخاب کردم. افتخارش رو داشتم که دوست عزیزم آقای علی سعیدی در این سفر من رو همراهی کرد. همچنین سه نفر از دوستان آقای علی سعیدی یعنی آقا امیر، آقا مهرداد و یک فرد مهربان و مشتی به نام آقا آبرون ما رو همراهی کردن. صبح خیلی زود از کرج راه افتادم طوری که ساعت شش ونیم طبق قرار سه راه تهران پارس باشم. همینطور هم شد و به بقیه بر و بچ ملحق شدم. از طریق جاده فیروزکوه و از خروجیی که از روستای سیدآباد به سمت راست میرفت به سمت روستای رودافشان حرکت کردیم. ساعت حدود هشت رسیدیم به روستای رودافشان در حدود شصت کیلومتری فیروزکوه. خلاصه از شیب تند کوه رفتیم بالا و بعد از نیم ساعت رسیدیم به دهنه بزرگ غار. ابهت خاصی داشت و انسان رو به تحسین کردن وا میداشت. همون دهنه غار نشستیم و آقا آبرون یه صبحونه بسیار خوشمزه درست کرد و ما رو شرمنده کرد. ساعت ده و نیم بعد از صرف صبحونه ( جاتون خیلی خالی) حرکت کردیم به داخل غار. هرچه بیشتر پیش میرفتیم مناظر زیبا و دیدنی غار رو بیشتر تحسین میکردیم. مسیر غار بسیار مشخص بود و به هیچ وجه امکان گم شدن نبود. مسیر در بعضی مواقع خیس بود و باید دست به سنگ میشدیم اما مسیرها در کل ساده بودند. غار سه تالار داشت و در انتها به مناطقی رسیدیم که سنگهای بزرگی ریزش کرده بودند و امکان نفوذ بیشتر به داخل غار رو از بین میبردن. خیلی غار زیبایی بود و از سطح انتظار من بسیار زیباتر بود. باز هم از آقای علی سعیدی و دوستان ایشان کمال تشکر رو دارم. بعد از حدود دو ساعت برگشتیم دهنه غار و رفتیم به یک نقطه روی یکی از دامنه های برفی کوههای توی مسیر و نهار رو خوردیم. هنگام غروب هم برگشتیم تهران |
|
بازدید از آبشار سنگان نزدیک تهران و فرود از این آبشار در زمستان یک روز آفتابی اما سرد دی ماه نود رو برای رفتن به منطقه آبشار سنگان در جاده امامزاده داود انتخاب کردیم. دوست عزیزم آقای علی سعیدی، آقا آبرون و امیر آقا هم ما رو همراهی کردن. صبح ساعت حدود هفت از تهران به سمت امامزاده داود و سپس از مسیر روستای سنگان حرکت کردیم . از روستای سنگان بالا پیاده روی رو شروع کردیم. مسیر برف زیبایی داشت که به خاطر تردد زیاد به صورت پاکوب در آمده بود. بعد از حدود دو ساعت به آبشار زیبا رسیدیم. چون فصل زمستان بود مناظر زیبایی از قندیلها به وجود اومده بود. با خودم طناب و وسایل صخره نوردی آورده بودم. بعد از صرف صبحونه از مسیر کناری رفتم بالای سر آبشار و پس از بستن کارگاه یک فرود زیبا و سرد از داخل آّب این آبشار پنجاه متری به پایین داشتم. دوست عزیزم آقای علی سعیدی چندین عکس از پایین از این منظره گرفت. پایین آبشار لباس هام خیس شده بودن و اگه شلوار رزرو آقا آبرون نبود یخ میزدم. خلاصه حدود اوائل ظهر بود که هوا شروع به سردی زیادی کرد و ما به طرف روستا راه افتادیم. در برگشت مسیر ها یخ زده بودن و مجبور شدیم ترامپون اضطراری (یخ شکن کفش) بپوشیم. روز خیلی زیبا و خوبی بود. این برنامه رو البته مدیون دوست خوبم آقای مجید زحمتکش و همچنین خانم حکیمه فعال نیز هستم که با خلوص نیت آموزش های لازم رو بهم داده بودن. |
|
کلی گویی بارها و بارها دیده ام که مردم نتیجه گیری کلی میکنن و به قول معروف همه رو به یه دید نگاه میکنن. مثلا میگیم عربها این جوری هستن یا اینکه فارس ها اون جوری هستن. به نظر من این نتیجه گیری کلی کاملا علمی و دقیق نیست. در یک جامعه یا قوم افراد سلایق و اعمال مختلفی دارن. من نمیتونم بگم تمام عربها این صفت رودارن یا اینکه تمام ترکها اینیکی صفت رو دارن. این مسئله فقط در بین ایرانی ها نیست، من با کشتی به خیلی کشورها میرم. بعضی وقتها به ما ویزای ورود نمیدن و میگن ایرانیها اجازه ورود ندارن! این مورد منطقی نیست، به نظر من باید همه رو با دید مثبت دید و اگه خلافش ثابت شد اونوقت بگیم طرف بده یا این صفت بد رو داره، نه اینکه از همون اول بگیم طرف بده حتی اگه ثابت شه که خوبه!! از این مسئله ناراحت هستم اما چون برای ذهن بقیه نمیتونم تصمیم بگیرم سعی میکنم خودم اینجوری نباشم و با اینکه مثلا چند نفر از عربهای کویت یا امارات من رو بدید یک فرد ناخواسته میبینند و اجازه ورود به کشورشان رو نمیدن ، من اگه یه زمانی یه عرب کویتی یا اماراتی در هرجایی ببینم تمام سعیم رو خواهم کرد تا بتونم خدمتی بهش بکنم. من هیچ فرد از ملیتی رو به چشم بد یا ناخواسته نمیبینم مگر اینکه خلافش ثابت بشه. خدایا کمکم کن نفرت رو از دلم دور کنی. دوستی و دوست داشتن لذت بخش تر هست. ممنون |
|
عروس های زیبای دریایی مدتی هست که بین بنادر خلیج فارس روی کشتی مشغول به کار هستم، خلیج فارس بسیار زیباست علی الخصوص از بهار تا اواخر تابستون. توی این مدت دریا بیشتر آرومه و کمتر بادهای شدید و طوفان داریم. خلیج فارس موقعی که آرومه خیلی زیباست. از جزیره های متعدد گرفته تا موجودات زیبا اوائل بهار خلیج فارس پر میشه از عروس های دریایی زیبا، باورم نمیشه که اینقدر زیبا هستن. تصورش رو بکنین هزاران عروس دریایی روی سطح آب، دریای آبی و مث آینه، نمیتونم لذتش رو بیان کنم. درست مثل کهکشانی از عروس های دریایی. یه روز عصر رفتم جلو کشتی، نزدیکیهای جزیره لاوان بودیم، همینجوری که کشتی در حال حرکت بود منظره هزاران عروس دریای که از جلو به سمت عقب کشتی حرکت میکردند رو تماشا میکردم، یهو فکر کردم روی یه سفینه توی یه کهکشان با سرعت زیاد درحال حرکت هستم. انعکاس ابرها روی سطح آب به زیبایی این منظره می افزود. به هیچ وجه نمیتونم زیباییش رو کاملا بیان کنم. چند تا عکس از عروس دریایی ها گذاشتم توی عکسهای همین سایت و فیلمش رو روی یوتیوب و فیس بوکم قرار دادم. از طریق صفحه اول همین سایت میتونین به این فیلم در یوتیوب دسترسی پیدا کنین. |
|
غواصی و اسنورکل در خلیج فارس یکی از آرزوهای من غواصی و اسنورکل در خلیج فارس بود. بعد از تهیه لوازم لازم دریک روز آفتابی و آرام بهار سال نود و یک در نزدیکی سواحل امارات متحده عربی شروع به کار کردم. ساعت ده و نیم صبح که خورشید تابش قویی داشت در آبهای با عمق حدود سی متر غوص رفتم. دنیای زیبای زیر آّب قابل وصف نیست. حتما باید اونجا باشی تا بدونی چه خبره. ماهی های مختلف با تعجب حول و حوش شما میچرخن، موجودات عجیب غریب مثل ژله های دریایی، مرجان ها و جک و جونورهایی که اصلا نمیشناسمشون. مهمترین جاذبه این غواصی وجود گله های چند هزار تایی ماهی در جلو چشمم بود. تا اون لحظه اینجور صحنه ای ندیده بودم. مثلا در مورد غواصی در اندونزی درسته که تنوع ماهی زیاده و مرجانهای بسیار زیبایی وجود داره اما هیچوقت ماهی ها خیلی به آدم نزدیک نمیشن. در ترکیه منطقه کمر ( نزدیک آنتالیا) درسته که ماهی ها برای خوردن غذا نزدیک میشن به آدم اما تعدادشون به اندازه این دفعه نبود و کمی از آدم میترسیدن. در این غواصی ماهی ها به هیچ وجه از من نمیترسیدن و میلیمتری بهم نزدیک میشدن. صحنه بسیار رؤیایی ای به وجود اومده بود و من غرق در لذت و تحسین طبیعت بودم. بعد از چندین دقیقه غواصی و اسنورکل صحنه ای رو دیدم که من رو تا اندازه ای بی دلیل ترسوند و سرعتم رو برای برگشت به خشکی برد بالا. یه کوسه دیدم که حدود یک متر طول داشت و حضور من رو احساس کرده بود. خلاصه من به سرعت ازش یه عکس گرفتم و در حال برگشت هم دوربینم مدام در حال تهیه عکس و فیلم بود. اون روز خیلی لذت بردم و عکس و فیلم های زیادی تهیه کردم. عکسهایی از اون روز زیبا در قسمت عکسهای همین سایت موجود هست. |
|
سفر به جزیره قشم انتهای مرداد ماه سال نود و یک رو برای سفر به جزیره زیبای قشم انتخاب کردم. حتما میدونید که این موقع از سال در جنوب کشورمون هوا بسیار گرم و شرجی هست. اما من اولا با گرما مشکلی ندارم و دوما اینکه در اون زمان نزدیک قشم بودم. مناطق زیر رو برای بازدید در قشم در نظر گرفتم و تمامش رو در عرض چند روز رفتم -اولین منطقه که بازدید کردم جنگهای آب شور حرا بود. این درختان با استفاده از ریشه هاشون آب شور دریا رو تصفیه میکنن و قادر به زنده ماندن هستن. در سالهای اخیر اداره محیط زیست قشم اقدام به افزودن این درختان کرده و باعث بهبود محیط زیست شده. مرغان دریایی بسیاری در این منطقه وجود دارن که مناظر بسیار زیبایی رو به وجود میارن. از این منطقه در سه زمان مختلف بازدید کردم. یکی جزر آّب بود که درختان کاملا از آّب بیرون میان. یکی دیگه زمان مد آب و همینطور هنگام غروب آفتاب بود. با استفاده از یک قایق موتوری در مسیرهای جنگل حرکت کردیم و در گل لای هم قدم طولانیی زدم. خیلی باصفا بود. -منطقه بعدی جزایر ناز بود. این جزایر چند تایی در جنوب جزیره قشم واقع شدن و هنگام جزر آب کاملا از طریق خشکی به جزیره میچسبن اما هنگام مد آب حدود چهارصد متر از ساحل فاصله میگیرن. این به خاطر جلو عقب رفتن آّب احساس میشه. صبح زود رفتم روی جزیره که تنهایی اون بالا خیلی باصفا بود. از این جزیره درهنگام مد آّب، جزر آّب و همینطور طلوع آفتاب عکس برداری کردم. -منطقه بعدی دره زیبای ستاره ها بود. این دره مجموعه ای از پرتگاه ها و دره ها با اشکال زیبا هست که خوراک عکس برداری هست. -منطقه بعد غارهای خربس بود که در دل کوه کنده شدن. این غارها که در دل کوه هستند بسیار دینی و قابل عکاسی هستند. -منطقه بعدی دره زیبای چاهکوه بود که بوسیله عمل فرسایش آب و هوا در دل سنگ ایجاد شده. هر ساله عکاسان زیادی به این منطقه میرن. چند چاه آّب شیرین و گوارا وجود دارند که از اطراف برای تهیه آب به این منطقه میان، جالب تر اینکه آب این چاه ها خنک هست. -منطقه بعدی قلعه پرتغالیها بود. شاید بدانید که پرتغالیها در قرن شانزدهم این جزیره رو تصرف کردند و بعد از بیش از صد سال ایرانی ها در زمان صفوی ها با کمک انگلیسی ها تونستن پرتغالیها رو شکست بدن و جزیره رو تصرف کنن. -بازارهای قشم و درگهان دیدنی هستند و خرید از آنها خاطره انگیز هست. اجناس خارجی با قیمت بسیار پایین تر از داخل ایران به فروش میرسن. البته چانه زدن هم نباید فراموش بشه قایق سواری در اطراف قشم هم خالی از لطف نیست و بسیار پرهیجان هست. یه سری از عکسهای این سفر در قسمت عکسهای ایران همین سایت موجود میباشد.
|