بازگشت

 

خاطرات شماره هشت

بقیه خاطرات

 

 

 

 

D;

 

جدول کالری 

 

گمشده

 

خودکشی به خاطر مال دنیا

 

کویر شهداد

 

ماهیگیری در جزایر اندونزی

 

افه های الکی

 

جنگل نوردی و کوهنوردی در جزایر کوچک اندونزی

 

غواصی در جزیره واکاتوبی اندونزی

 

صعود به قله شیرباد ، بام خراسان ، از دره زشک و پایین آمدن از جبهه جنوبی ، بوژان نیشابور

 

صعود به قله فلسکه (فرسکه) مشهد از طریق دره کنگ ، حرکت به طرف قله چمن از طریق کنارگذر کوهی و پایین آمدن از دره زشک 

 

پیمایش یک سری از چاه غارهای منطقه خراسان رضوی

 

سفر به آنتالیا ترکیه

 

پیمایش غار مغان

 

پیمایش غار کرکس

 

یکروز با تور روسها

 

بازدید از دشت کویر، مناطق شهر جندق، روستای مصر، فرحزاد و کویر منطقه طرود

 

بازدید و پیمایش غار سرنی نزدیک نیشابور خراسان رضوی

 

عشق به لنگه کفش 

 

صعود به قله نظرگاه و بازدید از امامزاده نظرگاه

 

پیمایش چاه غار بتون سرایان نزدیک روستای چرمه

 

صعود به قلل هفت شاخ کاشمر خراسان رضوی

 

پیمایش مسیر قله زو ( از پلکان بابا کوهی آب و برق مشهد ) به منطقه حصار گلستان

 

 

 

برای خواندن ادامه خاطرات به صفحه بعدی مراجعه نمایید

نقشه جهان

جدول کالری

تا چند وقت پیش چیز زیادی در مورد کالری نمیدونستم، هر چیزی میخوردم بدون اینکه بدونم درون بدنم چه اتفاقاتی میفته، چند سال پیش که برای آزمایش خون مراجعه کردم فهمیدم که کلسترول و چربی خونم خیلی بالاست، تعجب کردم و سعی کردم درستش کنم اما راهش رو بلد نبودم، دکتر بهم قرص هایی داد و کمکم کرد تا اینکه برادرم آقای مهرداد سلیمانی برام چند تا نطق آنچنانی کرد و ماحصلش این بود که فهمیدم مواد غذائیی که ما میخوریم هر کدام در وزن واحد دارای مواد انرژی زای متفاوتی هستند که این مواد انرژی زا اگر تبدیل به انرژی نشوند به چربی انباشته در بدن تبدیل میشوند.

برای اینکه موضوع واضح تر شود چند تا مثال میزنم، یک مرد بالغ با وزن حدود هشتاد کیلوگرم با فعالیت نرمال برای ادامه به زندگی به حدود سه هزار کیلو کالری در روزاحتیاج دارد، اگر بیشتر از این مقدار کالری مصرف کند این کالری تبدیل به چربی انباشته در بدن میشه اما اگه کمتر مصرف کنه از چربی انباشته در بدن استفاده میکنه و لاغر میشه.

در کل آدم باید کالری موجود در مواد غذایی رو بشناسه تا بدونه بعد از مصرف چه اتفاقی براش میفته، مثلا بدونیم که یک قاشق سس مایونز صد کیلو کالری انرژی داره!! یکه کفگیر برنج دویست و پنجاه کیلوکالری داره!!! یک سیخ کباب کوبیده دویست و هفتاد کیلو کالری داره، حالا این رو هم بدونیم که سبزیجات خیلی کالری کمی دارن مثلا صد گرم کلم خام فقط بیست وهشت کیلو کالری داره.

اما این تمام داستان نیست و نباید تنها نخوردن کالری را برای کم کردن وزن در نظر گرفت، بدن احتیاج به ویتامین،مواد معدنی و پروتئین داره، باید بدونیم که چه موادی این موارد را شامل میشن، در حقیقت نباید با نخوردن وزنمان را متعادل نگه داریم بلکه با درست خوردن این کار را بکنیم. مکمل ها هم میتوانند دراین امرکمکمان کنند.

 

سبزیجات برای این کار خیلی مفید هستند چون سرشار از مواد معدنی و ویتامین هستند، حبوبات هم پروتئین خوبی دارند، البته باید مقدار کالری این مواد را هم در نظر گرفت.

 

حالا که مقدار کالری رو میدونیم باید بودنیم که مثلا کوهنوردی معمولی هفتصد کیلو کالری در ساعت میسوزونه، ورزش بدنسازی چهارصد کیلو کالری در ساعت مصرف میکنه، خوابیدن هفتاد تا، ایستادن صد وبیست تا مصرف میشه.

جدول زیر را برادرم آقای مهرداد سلیمانی بهم داد، نمیدونم کی این رو اولین بار تهیه کرده ولی از همینجا ازش تشکر میکنم و اگه اسمش رو میدونستم حتما همین جا اسم خودش و سایتش رو ثبت میکردم.

جدول جالب و خوبیه ( با فرمت اکسل )، خیلی ساده نوشته شده و با تغییر وزن، جنسیت و نوع فعالیت روزانه میشه تشخیص داد که چقدر کالری نیاز داریم و چقدر داریم مصرف میکنیم.

این جدول علاوه بر نشان دادن مقدار کالری مواد غذایی همینطور نشون میده که چطور میشه با فعالیت کالری سوزاند.

امروزه روی پاکت اکثر مواد غذایی مقدار کالری در صد گرم را نوشته اند، امیدوارم با دانست این موارد به وزن و هیکل خودمان بیشتر اهمیت بدهیم.

خدا رو شکر با کمک دکتر و با ورزش و شناختن کالری ها الان دیگه کلسترول و چربی اضافه ندارم.

در حقیقت خیلی از مریضی ها ناشی از چربی اضافه بدن است، میدانیم که بین چربی دور شکم و سکته قلبی  رابطه مستقیم وجود دارد، چربی های اضافه بدن در سنین بالا میتوانند تبدیل به قند بشوند و باعث بیماری قند شوند، چربی و کلسترول اضافه بدن میتوانند باعث بلاک شدن رگها بشن و عامل سکته شوند که منجر به عملهای سخت قلب و عروق میشن. چه خوبه که قبل از خوردن مواد پر کالری مثل شکلات، برنج، نان و غیره نگاهی به فعالیتهای روزانه و مقدار ورزشمان هم بکنیم.

جدول کالری

 درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

گمشده

در یک دیپارتمان استور بزرگ در شهر کنداری اندونزی مشغول خرید بودم و اصلا حواسم نبود که کیف حاوی مدارک شناسایی و پول نسبتا زیادی را در پیشخوان جا گذاشته ام، یک دفعه دیدم که یک نفر دوان دوان آمد پیشم و با زبان بی زبانی گفت که این کیف شماست که جا گذاشته اید، خیلی خوشحال شدم که کیفم پیدا شده بود، از ایشان تشکر کردم و از درد سر بزرگی رهایی پیدا کردم.

یاد حرف یک بنده خدایی افتادم که میگفت اگه چیزی پیدا کنیم مال خودمون میشه چون خدا این کار رو انجام داده و سر راه ما گذاشته، در جواب این فرد میخوام بگم که اگه خود او پول یا وسیله ای گم کنه و شخص دیگه ای پیداش کنه و بگه مال خودشه چه حسی بهش دست میده؟ مثلا شما ماشینتون رو کنار خیابان گذاشته اید و سویچش رو روی اون فراموش کردین، حالا من بیام و ماشین شما رو بردارم برم و بگم مال خودمه چون خدا سرراه من گذاشته؟ به نظر من خیلی عجیب هست. این جوری که شیر تو شیر میشه و همش باید بترسی که وسایلت رو بقیه صاحب نشن.

یک بار در یکی از شهرهای چین موبایلم رو توی یک مرکز خرید جا گذاشتم و دیگه پیداش نکردم، حسابش رو بکنین سر موبایل چی اومده؟ هر چی به اون شماره خودم با موبایل دیگه زنگ زدم اولش که جواب نمیداد و بعدش میگفت خاموشه!!! این یعنی دزدیده شده دیگه، یک بار دیگه هم عروسک دخترم افتاده بود تو خیابون، در فاصله چند دقیقه که برگشتیم عروسکش غیب شده بود.

به نظر من انسان زمانی که چیزی پیدا میکنه باید با زکاوت عمل کنه، بعضی وقتها اگه دست به اون وسیله نزنی بهتره چون صاحبش برمیگرده و پیداش میکنه، بعضی وقتها بهتره برش داریم و برای پیدا کردنش اقدام کنیم مثلا یک موبایل رو میشه برداشت و به صاحبش یا یک شماره از داخل تلفن زنگ زد، بعضی وقتها بهتره بدیمش به افراد یا مکانهای خاص که میتونن به پیدا کردنش کمک کنن. خلاصه باید زرنگ بود و بهترین کار رو انجام داد که به صاحب اصلیش برسه. در حقیقت اون چیزی که مال فرد دیگه ای است مال ما نیست و باید از اون چشم پوشی کنیم مطمئن هستم که این یک امتحان از طریق خدا هست که برگشت اش رو به ما برسونه.

 درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

خودکشی به خاطر مال دنیا

در یک سفر به غرب کشور تصمیم گرفتیم از شهر بانه دیدن کنیم، شهر زیبایی بود و کلی عکس تهیه کردم، تصمیم گرفته بودیم دو روز اونجا بمونیم و مقداری خرید کنیم، خلاصه یک خانه اجاره کردیم و رفتیم بازار، وقتی قیمتها رو بررسی کردیم دیدیم که خیلی ارزون تر از بقیه نقاط کشور هست، خلاصه تو این دو روز خودمون رو به قول معروف خفه کردیم و ماشین بیچاره رو تا جا داشت پرش کردیم، از صندوق عقب گرفته تا باربند و توی ماشین! خلاصه ماشین پر شده بود از وسایل سبک وسنگین، طوری که دیگه تعادل نداشت، در برگشت توی جاده کمی از مسیر مستقیم منحرف شدم و طبق روال قبل فرمون رو چرخوندم طرف وسط جاده، اما این دفعه ماشین از حالت نرمال در اومد و آنچنان مارپیچ بازیی در آورد که دیگه نتونستم کنترلش کنم، رفتم توشانه خاکی جاده و بعد از اینکه صدوهشتاد درجه چرخیدیم و نزدیک بود چپ کنیم متوقف شدیم. خیلی خدا رحم کرد و نزدیک بود دار فانی رو وداع کنیم. صحنه وحشتناکی برای چند ثانیه اتفاق افتاده بود که به خیر گذشت.

آره نزدیک بود به خاطر مال دنیا از کل دنیا خداحافظی کنیم. اون هم به شیوه خودکشی!

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

کویر شهداد

وسط پاییز رو برای رفتن به یک سفر کویری انتخاب کردم و به اتفاق خانواده رفتیم طرف نهبندان که از اونجا بریم کویر شهداد، قرار بود شب رو در نهبندان بمونیم، متاسفانه محل های اقامت این شهر یا پر بودند و یا اینکه خیلی غیر استاندارد بودند، خلاصه بر خلاف برنامه مجبور شدیم به طرف کمپ کویری حرکت کنیم.

جاده خوب ولی خلوتی بود و خیلی به ندرت ماشینی رد میشد، شب بود و نمیشد کلوت ها را دید، پمپ بنزین بین راه هم بنزین نداشت، خلاصه حدود ساعت نه شب رسیدیم به خروجی کمپ کویری، همون اول راه یک آبادی بود که برای پرسیدن آدرس رفتیم اونجا، دم در یک خونه یه آقایی نشسته بود، وقتی باهاش صحبت کردم متوجه شدم که نگهبان کمپ کویری هست!! بهش گفتم میخوایم شب رو تو کمپ بمونیم، گفت پس بذارید بیام راهش بندازم و چراغها رو روشن کنم!!! گفتم مگه کس دیگه ای نیست؟ گفت نه!! تازه متوجه شدم کویرهای ما تو فصل توریستیشون چقدر کم بازدید کننده هستند، البته به قول خود این نگهبان هر از گاهی اردوهای بزرگی در این محل تشکیل میشه.

وقتی رسیدیم به محل کمپ کویری و چراغها روشن شد خیلی برام جالب بود که اینچنین محل زیبا و آرامش بخشی باید خالی از بازدید کننده باشد، هوای عالی، آسمان پر ستاره، کپر های زیبا واز همه مهمتر سکوت مطلق خیلی جالب بود، چراغها به دو دسته تقسیم میشدند، یکسری پروژکتر روی پایه های بلند بودند که آخر شب خاموش میشدند، یکسری هم نورهای مخفی توی زمین بودند که مزاحم دید ستارهها نمیشدند ولی مسیرها رو روشن میکردند.

آخر شب شده بود و با خوردی یک غذای حاضری روی تختهای چوبی دراز کشیدیم. تا به اون موقع این همه ستاره ندیده بودم، تاریکی مطلق همراه با سکوت عجیب که به جز صدای وزش ملایم باد چیز دیگری شنیده نمیشد روح رو نوازش میداد، خیلی زیبا بود، واقعا از توصیف اون لحظه ها قاصر هستم و نمیتونم اون همه آرامش و زیبایی رو بیان کنم، فکر کنم فقط افرادی که اونجا بودن بتونن این زیبایی ها رو بفهمن.

خلاصه شب رو تنها تو کمپ خوابیدیم و صبح زود بیدار شدیم، منظره کمپ کویری بین تپه های رمل شن نرم خیلی زیبا بود و عجب آرامشی داشت، واقعا کویر زیباست.

صبح زود به سمت کلوتها حرکت کردیم و در مدت زمان کوتاهی به کلوت ها رسیدیم، اولش به نظر میومد ساختمانهای بلندی در اون مناطق وجود دارن ولی کم کم که نزدیکتر شدیم دیدیم اینها تپه هایی بودند که به وسیله سایش شنهای روان به اشکال زیبا در آمده بودند، یکی از اون تپه ها به شکل مجسمه ابوالهول مصر در آمده بود.

خلاصه بعد از کلی چشم نوازی به وسیله کلوتها رفتیم طرف شهداد برای بنزین زدن که متاسفانه در اون شهر بنزین موجود نبود و مجبور شدیم مسافت زیادی رو بریم تا برسیم به یک روستای زیبا و اونجا بالاخره بنزین زدیم.

باز هم میگم که کویر خیلی زیباست، طبیعت خدا همه اش زیباست از کوه و دشت گرفته تا جنگل و کویر

عکسهایی از این منطقه بی نظیر در قسمت عکس های ایران همین سایت موجود است.

 درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

ماهیگیری در جزایر اندونزی

ماهیگیری از جمله تفریحات شادی آوری هست که خاصیتهای بسیار جالبی داره، به نظر من ماهیگیری باعث تمدد اعصاب، ریلکسیشن، تمرکز، دور کردن استرس و ناراحتی، به وجود آمدن احساس صبر، امیدواری، لذت و شادی میشود.

من عاشق ماهیگیری هستم، با در نظر گرفتن و تمرکز ابتدائی روی وسایل، زمان و مکان مناسب میشه برنامه خیلی جالبی رو انجام داد که در ذهن انسان برای همیشه ثبت بشه. چرا آدم استرس هاشو به وسیله ماهیگیری دور نریزه؟ انتظار برای ورود و گرفتن ماهی خیلی آرامش بخش هست، اون لحظه ای که ماهی به طعمه شما ضربه میزند (به قول ماهیگیرها نوک میزند) احساس شعف خاصی به انسان دست میدهد، اگر این ضربه مداوم باشه یعنی شما ماهی رو صید کردید و بالا آوردن ماهی خودش لذت بسیار زیادی داره، در اون لحظه به هیچ چیزی به جز اینکه چه نوع ماهیی قراره بالا بیاد نمیشه فکرد کرد،  وقتی ماهی رو از قلاب جدا میکنین و کنار میذارین احساس پیروزی بهتون دست میده، چقدر زیباست.

در خلیج های یک جزیره زیبا در اندونزی بنام جزیره سولاوسی بعضی از بعد از ظهرها برای ماهیگیری میرفتم، بعضی وقتها دختر کوچیکم رو هم میبردم و دو تایی از ماهیگیری لذت میبردیم، ساعتها در انتظار ماهی بودیم و بعد از صید که اکثرا موفقیت آمیز هم بود ماهی ها رو برای شب آماده میکردیم و شب با تخم مرغ و مخلفات دیگر سرخ میکردیم و میخوردیم، الان مذه اش زیر زبونم هست ، میدونید ماهی تازه ای که خود آدم صید کرده باشه و خودش هم با ادویه درستش کنه چقدر خوردنش لذت بخش هست، چه شود.

نعمتهای خدا رو باید استفاده کرد وشکرش هم کرد. اما ما انسانها سرسری از کنار خیلی از نعمات به سادگی رد میشیم بدون اینکه استفاده درستی ازشون بکنیم.

 

 درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

افه های الکی

بعضی ها افه کاراشون بیشتر از بازدهی شون هست، یادمه زمانی که برای صعود به قله دماوند رسیدیم به گوسفندسرا، یه سری عزیزان رزمی کار اونجا بودن، یه سری کارا میکردن تا خودشون رو گرم کنن برای بالا رفتن و البته روحیه گرفتن، میدیدم که همدیگه رو پرت میکردن رو زمین ، سنگهای بزرگی به همدیگه میزدن و با پوتین روی شکم اونیکی میپریدن، خلاصه خیلی اوضاع پیچیده شده بود، بهشون گفتم اگه یکی از این سنگا به من بخوره درجا میفتم رو زمین!!

تیم ما خیلی ساکت با اونا برخورد کرد و اصلا هیچ افه ای نیامدیم.

 خلاصه کلی نمایش های افه ای برای بقیه ارائه دادن و راه افتادن، جالب اینکه تیم ما دربرگشت با همین افراد مواجه شد، جالبتر اینکه خیلی کم آورده بودن و تیمشون خیلی خسته شده بود، دائم با هم جر و بحث میکردن و خیلی تا قله راه داشتن، اصلا اون آدمای قبلی انگار نبودن، میخواستن شب رو کمپ بزنن اونم نزدیکای آبشار یخی، تصورش رو بکنین چقدر دیگه راه مونده بود تا قله!!

افه تنها که کافی نیست، برعکس یه سری افراد هستن که با اینکه خیلی توپر هستن اما کمتر افه میان، به قول معروف هرچه درخت پربار تر باشه شاخه هاش افتاده تر هستن.

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

جنگل نوردی و کوهنوردی در جزایر کوچک اندونزی

خدا قسمت کرد و میهمان جزیره زیبای هالماهرا در اندونزی شدیم. از اون جاهایی هست که کمتر به اونجا میرن، طبیعت بکر، کوههای بلند کنار دریا، سرسبز به معنای واقعی سبز. نه دود و دمی نه تکنولوژیی، البته به غیر از جاهایی که بشر عزیز در حال تخریب برای برداشت خاکهای معدنی هست.

یک روزش خیلی به یاد ماندنی بود، با یکی از دوستان به اتفاق خانواده هامون رفتیم به جزیره های اطراف، به قول دوستم جزیره قد یه فندق، خیلی زیبا بودن این جزیره فندقیها! کوچک، سرسبز، ماسه های سفید و بسیار نرم، یه چیزی تو مایه های بهشت. تصورش برای من خیلی سخت هست که یک جزیره کوچیک یه هو از تو آب سرزده باشه بیرون.

قدم زدن توی آب، عکس از زیر آب و ریلکسیشن خیلی خوبی داشت.

توی یکی از این جزیره ها رفتم کوهنوردی! خیلی با حال بود، البته بدون کفش! خیلی خوب بود، خاک نرمی داشت که جون میداد بدون کفش بری بالا، هوا هم شرجی بود، آخه منطقه اش خیلی نزدیک خط استوا بود، عجیب عرق کرده بودم و تا بالای کوهش رفتم، البته بیشتر شبیه تپه بود، این تپه در میان جنگلی بس پر درخت بود، خیلی حال کردم. تو برگشت هم در نهایت تعجب من در همین جزیره کوچک یک چشمه آب شیرین پیدا کردم.

عکسهایی از این جزیره ها در قسمت عکسهای جهان شماره یازده همین سایت موجود هست.

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

 

غواصی در جزیره واکاتوبی اندونزی

بعد از مدتها بررسی تو اینترنت و سئوال از افراد با اطلاع تصمیم گرفتم برم برای انجام چند غواصی نیمه حرفه ای.

بعد از تهیه وسایل لازم و بررسی مناطق عالی برای غواصی به این نتیجه رسیدم که جزیره واکاتوبی اندونزی یکی از بهترین مناطق برای انجام این کار هست.

مسیر رسیدن به این جزیره همراه با سختیهایی بود و مقداری وقت گیر هم بود اما با در نظر گرفتن هدف عالی آن خیلی راحت سپری شد.

در جزیره واکاتوبی، اقامت در پاتونو بیچ ریسورت رو انتخاب کردیم و از فضای عالی آن لذت بردیم.

با یک گروه حرفه ای غواصی آشنا شدیم و از طریق آنها چندین بار غواصی سطحی و اعماق انجام دادیم که بسیار لذت بخش بود.

دنیای زیر آب دنیای دیگه ای هست، بعد از این همه مدت تو دریا بودن بالاخره با زیباییهای خاص زیر آب آشنا میشدم، حیفم میومد تک تک مناظرش رو از دست بدم و با توجه به اینکه دوربین زیرآبی هم دارم کلی عکس و فیلم تهیه کردم.

از اون به بعد هرجایی که بتونم و مناسب باشه میرم غواصی، خیلی باحاله، البته فکر نکنم بتونم با کلمات توصیفش کنم.

میتونید چند تا عکس از این غواصی ها رو که خودم گرفتم تو عکسهای جهان شماره دوازده همین سایت ببینین.

 

در پایان از افراد زیر کمال تشکر رو دارم که من رو با دنیای زیر آب آشنا کردن و در کشف اون بهم کمک فراوان کردن:

Especial thanks to:

1.    Mr. Imin Wasage, the brilliant manager of Patuno Beach Resort, Wakatobi

2.    Mr. Seto Ariyadi, Dive Master

3.    Mr. Dan Lazell, Dive Master

4.    Mr. Ahmed, Dive Master

5.    Mr. Arief Makmur, Good Friend

6.    Capt. Alireza Telefonchi, Good Friend

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

صعود به قله شیرباد ، بام خراسان ، از دره زشک و پایین آمدن از جبهه جنوبی ، بوژان نیشابور

در یک روز زیبا در اواسط تابستان نود به همراه برادرم آقای مهرداد سلیمانی تصمیم گرفتیم به قله زیبای شیرباد ، بام خراسان ، صعود کنیم. از طریق دوست خوبم آقای دانیال نیکنام و سپس از طریق پست های دوستان روی اینترنت همچنین با کمک فراوان از گوگل ارت تونستیم مسیرهای کوهنوردی مون رو شناسایی کنیم. صبح ساعت چهارونیم از مشهد حرکت کردیم و حدود ساعت پنج رسیدیم اول دره زشک، مسیر را شروع کردیم و در طی کردن این مسیر دوبار سوار ماشین شدیم که مقداری از دره رو سوار بر ماشین اومدیم. میشه کل مسیر دره زشک رو با ماشین سواری رفت.

خلاصه رسیدیم به انتهای مسیر ماشین رو یعنی پرورش ماهی و کمی بعد رسیدیم به چشمه نهل، خیلی زیبا بود. از اونجا مسیر شیبدار شروع میشد، طبق کروکی پایین همین خاطره رفتیم تا حدود ساعت دوازده رسیدیم قله شیرباد ، بام خراسان ، با حدود سه هزار و سیصد و یازده متر ارتفاع، خیلی زیبا بود از اون بالا دشتهای نیشابور، مشهد ، زشک ، سد دولت آباد ، پیست اسکی شیرباد و قله های بینالود و چمن دیده میشد. از اون صحنه های رؤیایی بود.

خلاصه بعد از مقداری استراحت و صرف نهار در قله شیرباد به طرف بوژان نیشابور به حرکت افتادیم، مسیر تماما به سمت پایین بود و حدود ساعت پنج رسیدیم به دره بوژان که بسیار زیبا بود. از بوژان هم توسط یکدستگاه ماشین اومدیم مشهد.

کروکی مسیر صعود به قله شیرباد  بام خراسان از مسیر دره زشک

کروکی مسیر پایین آمدن از قله شیرباد به طرف دره بوژان نیشابور

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

 

صعود به قله فلسکه (فرسکه) مشهد از طریق دره کنگ ، حرکت به طرف قله چمن از طریق کنارگذر کوهی و پایین آمدن از دره زشک 

پس از بررسی های فراوان از طریق دوستان و اینترنت بالاخره یک روز زیبای تابستان رو برای صعود به قله فلسکه (فرسکه) انتخاب کردم.

ساعت پنج ونیم از مشهد به طرف روستای کنگ بوسیله ماشین سواری راه افتادم ساعت شش و نیم رسیدم ابتدای روستای کنگ، این روستا بسیار زیبا هست و معروف به ماسوله خراسان هست.

حدود یک سوم مسیر دره کنگ به طرف قله فلسکه رو با یک نیسان رفتم، از اونجا تا انتهای دره رو خودم رفتم، میشه کل دره کنگ تا پای کوه رو با ماشین شاسی بلند رفت.

از پای قله شیبها تند تر میشن، طبق نقشه کروکی همین خاطره از شیبها بالا رفتم تا رسیدم به قله زیبای فلسکه با ارتفاع حدود سه هزارو پنجاه متر، وقتی به قله رسیدم ساعت یازده و نیم شده بود، پس از نیم ساعت استراحت و صرف نهار، ساعت دوازده از طریق مسیر خط الراس ها و بعضی وقتها هم کنارگذر کوهی به سمت قله چمن راه افتادم، در مسیر توقف نداشتم و تونستم بعد از گذشتن از سه دره به قله زیبای چمن برسم، این قله نزدیک دوهزار و ششصد متر ارتفاع داره. چند تا عکس گرفتم و از شیبهای تند این قله به سمت پایین حرکت کردم، وارد دره زشک شدم و به وسیله یک ماشین به مشهد برگشتم.

برنامه خوب و موفقی بود، من همیشه مناظر رشته کوه بینالود رو تحسین میکنم و از آرامشش تعریف و تمجید میکنم.

کروکی نقشه مسیر صعود به قله فلسکه (فرسکه) از طریق دره کنگ

کروکی نقشه پیمایش مسیر از قله فلسکه (فرسکه) تا قله چمن

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

پیمایش یک سری از چاه غارهای منطقه خراسان رضوی 

یکی از آرزوهای من پیمایش چاه غارهای زیبای منطقه خراسان رضوی بود اما به خاطر اینکه از لحاظ فنی آشنایی نداشتم نمیتوانستم این کار رو انجام بدم تا اینکه با یک فرد مطلع و وارد آشنا شدم.

از طریق یکی از دوستان با آقای مجید زحمتکش در خلیل آباد خراسان رضوی آَشنا شدم و درخواست خودم مبنی بر اینکه تمایل به پیمایش یکسری چاه غار دارم را مطرح کردم. ایشان پیشنهاد داد که تمریناتی باید انجام بدهیم تا با کار آشنا شیم. قبل از شروع به تمرین یکسری وسایل رو طبق سفارش آقای زحمتکش تهیه کردم.

یک استادیوم اجاره کردیم و در یک روز زیبای خدا طریقه یومار زدن و پایین آمدن از طناب رو تمرین کردم و تحت نظر آقای مجید زحمتکش و جناب خانم حکیمه فعال آموزشهای لازمه رو دیدم تا اینکه مجید آقا اوکی رو داد.

خلاصه شروع کردیم به چاه غار نوردی، اول غار زیبای تاریخی سیر نزدیک بردسکن رو رفتیم این غار در گذشته های دور برای مخفی شدن از دشمنان استفاده میشده، بعد از حدود یک ربع دست به سنگ شدن باید از طریق یک چاه دستکن به نزدیک دهانه غار رسید، و از آنجا بایک طناب به داخل غار رفت، داخل غار چند حوضچه داره و در انتهای غار که حدود پنجاه متر میشه یه آبشار آهکی زیبا هم وجود داره، قندیلهای غار به علت استفاده از آتش برای روشنایی کاملا سیاه شده اند. ما شب را توی غار خوابیدیم و صبح به مقصد غار زیبای چاه دیو حرکت کردیم.

چاه دیو غار خیلی فنیی هست و در ابتدا پنجاه متر فرود داره، بعد به تالار زیبایی میرسی که بسیار بزرگ است، حدود هفتاد متر پیمایش داره و بعد برای رسیدن به قسمت انتهایی باید سی متر دیگه فرود بیای. غار زیبایی هست و کاملا ارزش دیدن رو داره.

یکسری غار و چاه غار دیگه هم در هفته های بعدی رفتیم که میشه از غار فخرآّباد، غار مرندیز، چاه غار علیمحمود، چاه سوخته و غار زیبای بلور نام برد. این چاه غارها بسیار زیبا هستن اما زیباترینشون چاه سوخته و چاه غار بلور هستن.

چاه سوخته با داشتن قندیلهای بزرگ و پرعظمت بسیار زیبا هست و غار بلور معروف به عروس غارهای خراسان، بعد از فرود آمدن حدود پانزده متر مقداری دست به سنگ و قندیل داره و دارای قندیلهای بسیار زیبایی هست، در ابتدا قندیلهای گل کلمی زیبا و بعد قندیلهای کریستالی زیبایی داره، خوبی این غار اینه که گرد و غبارش کمه و قندیلها به انسان نزدیکتر هستن. خیلی زیباست.

دنیای چاه غارها دنیای زیبایی هست که با دنیای روی زمین خیلی متفاوت هست.

عکسهایی از این غارها در قسمت عکسهای ایران شماره دو همین سایت موجود است.

کروکی نقشه مسیر غار بلور خراسان رضوی نزدیک شهر یونسی 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

سفر به آنتالیا ترکیه 

تابستان سال نود تصمیم گرفتم با خونواده از طریق یک تور خوب بریم آنتالیا. برنامه ریخته شد و راه افتادیم. متاسفانه قسمت نشده بود تو این سالها بریم آنتالیا.

آنتالیا یک شهر مخصوص توریست هاست، هتل های زیبا و کاملا مستعد برای خوش گذرانی. بهتره یک هتل پنج ستاره آل در این شهر انتخاب کنین تا در مدت اقامت بهتون خوش بگذره، اکثرا هتل های این شهر با صبحانه نهار شام هستن و نوشیدنی ها مجانی هستن.

ما در هتل زیبای فالز مستقر شدیم این هتل موقعیت خیلی خوبی داره و داخل شهر هست، برای رسیدن به مرکز شهر میشه از تراموا و یا اتوبوس نسبتا ارزان استفاده کرد و پول به تاکسی نداد.

اکثر هتلها در منطقه لارا و کمر هستن که بیرون شهر هستن. البته هتلهای خیلی خوبی تو این مناطق هم وجود داره.

در مدت یک هفته ای که تو آنتالیا بودیم سعی کردیم نهایت استفاده رو از شهر و اطراف اون و همچنین تورهای موجود اونجا ببریم.

در این قسمت سعی میکنم اکثر تورهای موجود در آنتالیا رو براتون توضیح بدم:

-تور کشتی، شما میتونین با یک کشتی متوسط سه طبقه یک روز رو در آبهای مدیترانه به سر ببرید و از مناظر سواحل این شهر و آبشارهای اون لذت ببرید. همچنین برنامه رقص و آواز هم براه هست و میتونین تنی به آب بزنین. غذا هم آزاد هست.

-تور رفتینگ، این تور یکی از تورهای پرهیجان و ایمن هست که توصیه میکنم حتما برید، بچه ها رو هم ببرید مشکلی نداره، البته اگه مشکل دیسک کمر دارید نمیشه از این تور استفاده کنین. ابتدا به وسیله اتوبوس به یک قسمت از رودخونه برده میشین و بعد به وسیله قایقهای بادی مسیر چهارده کیلومتری رو طی میکنین، در طول مسیر قسمتهایی از رود جریانش تند میشه و قایق خیلی بالا پایین میپره، آدم خیس میشه و کلی حال و حول هستش خلاصه. نهار هم سرو میشه و یکروز خوب با شنا و پریدن تو آب خواهید داشت.

-تور غواصی، من به غواصی علاقه خاصی دارم ابتدا به وسیله یک اتوبوس شما رو به منطقه کمر در چهل کیلومتری آنتالیا میبرن و اونجا با یک کشتی شما رو به منطقه غواصی میبرن و دو تا غواصی در یک روز دارید. نکته جالب در مورد غواصی در این منطقه اینه که ماهیهای

گرسنه زیادی وجود داره و شما میتونید به این ماهیها غذا بدید. خیلی با صفاست من که کلی حال کردم.

-کنسرت ها، در طول تابستان خواننده های لوس آنجلسی زیادی میان آنتالیا برای اجرای کنسرت، شما میتونید از طریق تورلیدرهای اونجا بلیط تهیه کنید.

-تور دنیای آبی، شما میتونید از طریق تور لیدرها برای رفتن به یکی از این دنیاهای آبی اقدام کنین. روز خیلی خوبی رو تجربه خواهید کرد. غذای مختصری هم به شما میدن.

-دیسکو ایرانی، شخصا به دیسکو علاقه ای ندارم اما برای اونایی که این فضا رو دوست دارن میتونن از طریق تورلیدرها اقدام کنن.

-تور شهری، این تور مجانی هست و قسمتهای شهر آنتالیا رو به شما نشون میدن، در ضمن شما رو به سه مرکز خرید میبرن، اکثرا از این تور راضی نبودن اما اگه دوست دارید میتونید یک روز رو اختصاص بهش بدین.

-تور پوماکاله و شهر تاریخی هیراپولیس، تورهای ایرانی این تور را شامل نمیشن اما من از طریق یک تور روسی اقدام کردم و از این شهر و منطقه آبدرمانی مشهور که حدود پنج ساعت با آنتالیا فاصله داره بازدید کردم. بسته به نوع علاقه مندی شما این تور هم میتونه جالب باشه.

 

همچنین میتونین از امکانات ورزشهای آبی مثل پاراشوت، جت اسکی، اسکی روی آب ، قایق بادبانی و اسنورکل هم استفاده کنین.

در مورد تور آنتالیا نکات زیر به ذهنم میرسن:

-تورلیدرها اگرچه آدمای خوبی بودن اما خیلی نمیبینشون، یه سر دارن هزار سودا، خیلی روشون زیاد حساب نکنین. شماره تلفنشون رو بگیرین.

-کرم و لوسیون ضد آفتاب یادتون نره

-غذا به صورت سلف سرویس سرو میشه

-مواظب وقتتون باشین مث برق و باد میگذره

-برای تبدیل دلار به لیر سعی کنین از طلا فروشی های وسط شهر استفاده کنین.

-تاکسی در آنتالیا بسیار گرون هست سعی کنید از تراموا و اتوبوس استفاده کنین

-شهر توریستی آنتالیا یک شهر مناسب برای خونواده هاست، مجردهایی که دنبال یه سری چیزای دیگه میخوان برن اینو بدونن که این شهر مناسب این کار نیست و در ثانی خیلی گرون هم هست.

-بهترین زمان برای رفتن به آنتالیا از اردیبهشت تا آخر تابستون هست.

- اگرچه محجبه بودن یک مسئله شخصی هست ولی محض اطلاع خانم های محجبه این رو بگم که برای انتخاب تور سعی کنین آنتالیا رو انتخاب آخرتون بذارین وگرنه اونجا حسرت یه سری چیزایی رو میخورین

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

پیمایش غار مغان

مدتها بود که میخواستم از غار مغان نزدیک مشهد بازدید کنم. قبلا مقدار کمی از این غار را پیموده بودم اما اینبار میخواستم این کار رو به صورت کامل انجام بدم. اولش دنبال کسی بودم که با غار آشنایی داشته باشه اما هرچه سعی کردم کسی پیدا نشد که همراهیم کنه.

از طریق اینترنت در مورد غار تحقیق گسترده ای کردم و به این نتیجه رسیدم که دونفری میشه غار رو پیمایش کرد. البته من این رو به هیچ کسی توصیه نمیکنم. میدونید که من غارها و چاه غارهای بسیار زیادی رو طی مسیر کرده ام و خود این تجارب عامل مهمی در اعتماد به نفسم بود.

خلاصه موضوع رو با دامادمون آقای ایمان خندان در میون گذاشتم و ایشون هم استقبال کرد. یک روز پاییزی سال نود رو برای اینکار انتخاب کردیم. با برداشتن مقداری طناب انفرادی و وسایل غارنوردی لازم از مشهد با ماشین رفتیم روستای مغان. مسیر نسبتا خوبی بود و نسبت به دفعه پیش که رفته بودم اونجا جاده خیلی تغییر کرده بود. ماشین رو تو روستا گذاشتیم و راه افتادیم طرف غار. تو مسیر خیلی ها رو دیدیم که مثل ما به سمت غار میرفتن. با خودم گفتم ای وای عجب امروز غار شلوغ میشه و حالش کم میشه.

خلاصه بعد از حدود یک ساعت و خورده ای رسیدیم دم در غار، اونجا ازدحامی از جمعیت بود. اما نکته جالب اینکه اکثر قریب به اتفاق وسایل مناسب برای غار نوردی نداشتن! و جالبتر اینکه تمامشون که فکر کنم بالای پنجاه نفر بودن از همون اوائل غار برگشتن! خلاصه وسایل غار نوردیمون رو تنمون کردیم و دو نفری رفتیم داخل. غار زیبایی بود و تالارهای بزرگی داشت. مسیرها مشخص بودن و با نخ شیرینی و علامتهای مختلف مشخص بود. گمشدن در این فضا خیلی کار مشکلی به نظر میرسید! چون چراغهامون قوی بودن از لحاظ تاریکی غار هم مشکلی نداشتیم. خلاصه بعد از گذر از سه تالار و دیدن قندیلهای بزرگ و یکی دو قسمت دست به سنگ شدن رسیدیم به یک برکه آّب که الحق زیبا بود، تا این قسمت اکثر قندیلها دستکاری و یا شکسته شده بودن. بعد از این قسمت یه قسمت سینه خیز داشت که بعد از رد شدن از اون به قندیلهای سفید رنگ زیبایی رسیدیم، علت سالم بودن این قندیلها هم خودتون میدونین به این خاطر بود که افراد کمتر به این قسمتها میتونن بیان. خلاصه از این قسمت غار هم بازدید کردیم و عکسهامون رو در انتهای غار انداختیم و برگشتیم. کل پیمایش غار حدود یک ساعت و نیم شد.

درکل به جز یکی دو مورد دست به سنگ شدن غار راحتی بود و اون روز تجربه خوبی کسب کردیم.

کروکی مسیر رسیدن به غار مغان از طریق روستای مغان.

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

پیمایش غار کرکس

غار کرکس خراسان رضوی بین راه مشهد و سرخس هست، نزدیک روستا و دریاچه بزنگان. در مورد این غار خیلی شنیده بودم. میدونستم که غار تقریبا فنیی هست و پیمایش اون نیاز به راه بلد و تکنیکهای غارنوردی داره، تا اینکه با گروه کوهنوردی و غارنوردی " توس دماوند " آشنا شدم و این گروه برنامه رفتن به این غار را در پاییز نود داشت.

سرپرست گروه آقای مهدی جهانگیری بود و روز جمعه صبح زود از مشهد راه افتادیم. من با ماشین شخصی رفتم. حدود سه ساعت بعد رسیدیم پای کوه کنار یک استخر و آماده یک صعود دوساعته برای رسیدن به غار شدیم. کلا بیست نفر بودیم و آرام آرام مسیر رو رفتیم تا به دهانه غار که رو به آسمان بود و ابعاد پنجاه سانت در هفتاد سانت داشت رسیدیم. با پوشیدن لوازم غار نوردی پشت سر آقای مهدی جهانگیری راه افتادیم و پس از پیمایش حدود پنجاه متر به دهنه چاه رسیدیم. این چاه حدود بیست متر عمق داشت و با طناب آنرا طی نمودیم. از بیست نفر سیزده نفر به داخل غار اومدن. بقیه هم برگشتن. داخل غار بسیار پیچ در پیچ بود و اگر مسیرها رو بلد نبودی امکان گم شدن یا وقت تلف کردن زیاد بود. سرپرست گروه این غار رو بسیار خوب بلد بود و ما رو تا انتهای غار برد. البته خدا میدونه که این غار یا مسیرهای فرعیش تا کجا میره.

قسمت انتهایی از بقیه قسمتها زیباتر بود. برای رسیدن به این قسمت باید مسیرهای پیچ در پیچی رو طی کرد. همین قسمت هست که قندیلهای بسیار زیبایی داره و خوشبختانه به خاطر سخت بودن مسیر کمتر از آن بازدید کرده اند و این قسمت مملواز قندیلهای بسیار زیباست. عکسهایی از این غار در عکسهای ایران شماره دو این سایت موجود هست. خلاصه بعد از حدود دو ساعت به دهنه غار برگشتیم. الحق غار زیبایی بود و از تصوری که تو ذهنم ازش داشتم خیلی زیباتر بود.  

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

یکروز با تور روسها

سال نود در ضمن سفری که به آنتالیا داشتم تصمیم گرفتم سری به منطقه زیبای پوماکاله بزنم. این منطقه شامل حوضچه های زیبایی از مواد معدنی (بیشتر کلسیم) میباشد که در کنار یک شهر بسیار زیبا و قدیمی به نام هیراپولیس قرار گرفته.

به دلیل اینکه هموطنان عزیز از این تور استقبال نمیکنن مجبور شدم از طریق تور روسها اقدام کنم. خلاصه قرارشد صبح زود ساعت پنج دم در هتل آماده باشیم. این رو هم بگم که با خونوادم بودم یعنی خانمم و دختر چهار ساله ام هم با من همراه بودن.

دقیق سر وقت اتوبوس اومد و راه افتادیم. تور لیدرمون اصلا انگلیسی و فارسی بلد نبود. من چند کلمه ای روسی بلدم اما بیشتر با زبان بین الملل مفهوم رسانی میکردیم. مشکلی نبود چون قبلا از اینترنت تمامی جزئیات رو گرفته بودم.

بعد از پنج ساعت رسیدیم به پوماکاله و بعد از گشت و گذار و عکاسی و کلی کیف کردن عصر حرکت کردیم طرف آنتالیا.

در طول مسیر تفاوتهایی بین تورهای ایرانی ها و تور روسها احساس کردم. اول اینکه از اول تا آخر همه بدون استثناء بدون داد زدن و ایجاد مزاحمت برای بقیه سر جاشون نشسته بودن. هیچ کی سعی نکرد جلب توجه کنه یا هی برگرده و نگاهش اینور اونور باشه. اصلا ندیدم اتوبوس رو تبدیل به دیسکو کنن و پاشن وسط اتوبوس برقصن. من مخالف رقصیدن و خوش بودن نیستم اما بعضی وقتا احساس میکنم ما ایرونی ها بعضی چیزا رو جاهاشون رو باهم عوض کردیم. به نظر من رقصیدن باید تو فضاهای خودش انجام بشه نه وسط اتوبوس. البته این یه نظر شخصی هست و اصلا جنبه تحکیمی نداره. برای بعضی ها خلاف این بهتر جواب میده.

در طول مسیر ما رو به چند محل برای فروش وسایل و چیزای مختلف بردن، اصلا نشنیدم که کسی غرغر کنه و بگه که اینا از صاحب فروشگاه ها پورسانت میگیرن، دقیقا نقطه مقابل تورهای ایرانی. درست یا غلطش رو خودتون قضاوت کنین.

در انتها قبل از رسیدن به آنتالیا چندین قرعه کشی انجام دادن و جوایز کوچیکی به افراد دادن. در کمال تعجب آخرش به دخترم یه کادو یادبود دادن که هنوز هم داریمش. خیلی ازشون ممنون هستم.

همه به تورلیدراحترام زیادی میزاشتن و حرفی از تیکه پروندن نبود. کسی از تجارب سفرهای ارمنستان یا دوبی یا مالزی و غیرش برای کلاس گذاشتن استفاده نمیکرد و هیچ کی خودش رو از بقیه برتر نمیدونست.

البته روسها مث ایرونی ها خونگرم نیستن و اینجوری نیست که سه سوته با صندلی بقلی پسرخاله بشن اما خداییش اون روز خیلی باهاشون حال کردم. 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

بازدید از دشت کویر، مناطق شهر جندق، روستای مصر، فرحزاد و کویر منطقه طرود

یک روز پاییزی سال نود رو برای گشت و گذاری در دشت کویر در نظر گرفتیم. با ماشین شخصی صبح زود از مشهد راه افتادیم، پس از طی مسیرهای سبزوار و دامغان به ابتدای جاده کویر رسیدیم. از دامغان تا جندق حدود دویست و شصت کیلومتر بود. نسبت به چند سال پیش جاده خیلی خوب شده بود و خبری از خاکی و چاله چوله نبود. از حدود صد کیلومتر بعد از دامغان مسیرهای بکر کویری که هیچ گونه آب و علفی نداشتن شروع شدن. یک قسمتش خیلی شبیه عکسهای سطح ماه و مریخ بود که خیلی برای عکس گرفتن مناسب بود. نزدیکهای عصر به جندق رسیدیم و از قلعه انوشیروان دیدن کردیم که خیلی زیبا بود.

از اونجا به سمت روستای مصر راه افتادیم مسیر کویری و زیبایی بود. به محض رسیدن به نزدیکی این روستا منظره یک چاه آب و درختان سرسبز گز در گوشه و کنار رمل ها خود نمایی میکردن.

شب یک خونه قدیمی رو برای خواب انتخاب کردیم. بعد از استراحت کوتاهی با وسایل لازم به طرف چال سیل برون رفتیم که در چهار کیلومتری روستای فرحزاد واقع شده. آتیشونی خیلی باحالی داشتیم و چندین ساعت آرامش مطلق رو با غذاهای باحال تجربه کردیم.

آخر شب برای خواب برگشتیم به همون جایی که اجاره کرده بودیم. صبح رفتیم شتر سواری رو رمل های زیبای روستای مصر. کلی عکس گرفتیم و حال و حول. بعدش از همون مسیر حرکت کردیم ولی برای برگشت مسیر کویر طرود شاهرود رو انتخاب کردیم.

دشتهای طرود هم بسیار زیبا بود و وسعت عجیبی داشت.

در کل سفر رؤیایی ای بود و خیلی خوش گذشت. پاییز موسم سفرهای کویری هست. از دست ندیمش.

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

بازدید و پیمایش غار سرنی نزدیک نیشابور خراسان رضوی

پس از کلی تحقیق اینترنتی و تماس تلفنی و ایمیلی با افراد وارد به غار سرنی، بزرگترین غار آّبی خراسان، همچنین بررسی مسیرها از طریق نقشه های گوگل تصمیم به پیمایش این غار گرفتم. یک روز سرد پاییزی سال نود روبرای این کار انتخاب کردم. از جایی که تنها بودم کلیه وسایل لازم رو به همراه بردم. حدود ساعت ده و ربع صبح رسیدم به روستای درخت جوز در قسمت شمال غربی نیشابور. از روستاییان خواستم یک نفر به عنوان راهنما باهام بیاد و در عوض وجهش رو پرداخت میکنم. هیچ کی حاضر نشد با من بیاد. به هرکسی پیشنهادش رو دادم گفت کسی تو این موقع سال غار نمیره. خلاصه مجبور شدم تنهایی راه بیفتم.

حدود دو ساعت بعد به یک امامزاده رسیدم که نشانه ای در میان راه بود.

 از جایی که مسیر رو به خوبی بلد بودم و روستایی ها هم راهنمایی خوبی کردن تونستم توی برف و مه بعد از سه ساعت و ربع به دهنه غار برسم.

به گفته روستاییان این غار در فصل بهار اواخر فروردین و اوائل اردیبهشت دارای آب فراوانی میباشد و نهری از دهنه غار به بیرون در جریان است. این غار حدود دویست و شصت متر طول داشت و در انتها سوراخهای ریزی داشت که یکسری رو رفتم. اما نکته جالب وجود برکه های زیبا در طول غار بود. این غار فنی نبود و تا محل سوراخها که چیز خاصی درآنها مشاهده نکردم به صورت افقی بود. از سقف غار آب به مقادیر زیادی در حال چکه بود و صدای چکیدن آب در غار به زیبایی میپیچید.

غار گل و ماسه فراوانی داشت و لباسم بدجوری گلی شد. قندیل چندانی در غار مشاهده نکردم. کل بازدیدم از غار حدود چهل و پنج دقیقه طول کشید.

موقعی که به روستا رسیدم تقریبا شب شده بود و روز زیبایی رو سپری کرده بودم.

 کروکی و نقشه راه رسیدن به غار سرنی خراسان رضوی

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

عشق به لنگه کفش 

در ادامه خاطره قبل، هنگامی که از روستای درخت جوز برگشتم و به خانه رسیدم متوجه شدم یک لنگه کفش کوهم رو در همان روستا جا گذاشته ام. از خانه تا روستای درخت جوز دو و نیم ساعت رانندگی بود یعنی حد اقل باید حدود پنج ساعت در نیمه شب رانندگی میکردم تا لنگه کفشم را بدست میاوردم.

کفش کوهم رو خیلی دوست دارم. اکثر قله های بلند و غارهای زیبا رو با همین کفش ها رفته ام. خلاصه هرچه فکر کردم به این نتیجه رسیدم که بهتره تمام این مسیر رو برگردم! همین کار رو کردم و ساعت یازده و نیم اون شب سرد و بارونی برفی رسیدم به روستای درخت جوز، به مجرد اینکه لنگه کفشم رو برداشتم اون رو بوسیدم! و بلافاصله برگشتم. حدود ساعت دو صبح رسیدم خونه اما خیلی حال کردم.

حالا کفش کوهم برام خیلی باارزش تر شده.

یکی از بروبکس میگفت من اگه خودمم اونجا جا میزاشتم حاضر نبودم برگردم! اما من هدفم خیلی برام مهمتره، به نظرمن بعضی چیزا خیلی باارزش هستند و میشه بخاطرش به آب و گل زد. 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

صعود به قله نظرگاه و بازدید از امامزاده نظرگاه

از یکی از دوستان در مورد قله نظرگاه سبزوار شنیده بودم. منتظر فرصتی بودم تا سری به این قله زیبا بزنم. از طریق اینترنت و نقشه های گوگل توانستم اطلاعات خوبی بدست بیارم. بالاخره یک روز سرد و آفتابی پاییز رو انتخاب کردم و پس از گذر از سبزوار و ریوند به طرف روستای ساروق حرکت کردم. ساعت هشت پس از صحبت و گرفتن اطلاعات از یک روستایی عزیز به سمت قله حرکت کردم. کروکی و نقشه مسیر از روستای ساروق به سمت قله نظرگاه در همین خاطره گذاشته شده است.

از مسیرهای کاملا مشخص و پاکوب پیاده روی و بعد کوهنوردی رو آغاز کردم و ساعت یازده و نیم به امامزاده سید قریشی رسیدم، امامزاده در برف فرو رفته بود و هیچ فردی هم اون اطراف نبود. به سمت قله که در بالای امامزاده قرار داشت حرکت کردم و حدود یک ساعت بعد روی قله فرورفته در برف بودم. مناظر اطراف بسیار زیبا بود و باد شدیدی هم در حال وزیدن بود که دما رو به شدت پایین آورده بود.

بعد از مدت کوتاهی به سمت امامزاده حرکت کردم و در داخل امامزاده غذا رو صرف کردم و به سمت روستا حرکت کردم. نزدیکای روستا چند نفر رو دیدم که به سمت امامزاده حرکت میکردن.

ساعت چهار بعد از ظهر به روستا رسیدم، یعنی از زمان حرکت از روستا به قله و برگشت به روستا کلا هشت ساعت طول کشید.

عکسهایی از این قله زیبا و مناطق اطراف در قسمت عکسهای ایران همین سایت موجود هست.

کروکی و نقشه مسیر رسیدن به قله نظرگاه و امامزاده سید قریشی از روستای ساروق 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

پیمایش چاه غار بتون سرایان نزدیک روستای چرمه

مدتها بود که آرزوی پیمودن غار بتون سرایان معروف به اورست غارهای شرق ایران رو در سر داشتم.

این غار با مجموعه فرود چهارصد متر و طول سه کیلومتر از چاه غارهای قدر ایران هست. از طریق چند گروه اقدام کردم اما به خاطر عدم همزمانی با کارهای من نتونستم با اونا به این غار برم. خلاصه با دوتا از دوستانم صحبت کردم و گروه پیمایش غار به سرپرستی استاد خوبم آقای مجید زحمتکش و برادر ایشان آقای علی زحمتکش تشکیل شد.

چون هیچکدوممون این غار رو قبلا نپیموده بودیم مجبور شدیم از طریق اینترنت و نقشه های گوگل اطلاعات بدست بیاریم. همچنین با چندین نفر که قبلا این غار رو پیموده بودن تماس گرفتیم و اطلاعات کسب کردیم. از جناب آقای رامین فاطمی زاده و آقای رضا خوشدل کمال تشکر رو دارم که اطلاعات گرانبهایی در اختیار ما گذاشتن.

از طریق فردوس و بعد شهر سرایان به روستای چرمه رسیدیم و از اونجا با ماشین سواری به سمت امامزاده پیر اباذر حرکت کردیم. این امامزاده در پنج کیلومتری روستای چرمه قرار دارد. این جاده خاکی برای ماشین سواری مناسب هست. شب رو توی امامزاده به سر کردیم و صبح پیاده از امامزاده به سمت دهنه غار حرکت کردیم. این رو هم بگم که دوتا از بچه ها در امامزاده موندن که اگه ما سه نفر برنگشتیم اطلاع بدن.

خلاصه صبح از امامزاده حرکت کردیم و یک ساعت بعد به پای کوه رسیدیم. به سمت دهنه پایین غار که خیلی بزرگ هست حرکت کردیم و پس از گذر از این دهنه به سمت چپ به بالای این دهنه رفتیم و یک مسیر حدود صد متر به سمت راست تراورس کردیم تا به دهنه ورودی و کوچک غار که بالا قرار دارد رسیدیم. این دهنه حدودا دو در دو متر هست. به داخل غار رفتیم و بعد از پیمودن حدود پنجاه متر به دهنه چاه اول رسیدیم که کاملا واضح بود. یک کارگاه سیم بکسلی که توسط آقایان رامین فاطمی زاده و رضا خوشدل زده شده بود به ما کمک کرد پایین بریم. ما کلا سه حلقه طناب پنجاه متری برده بودیم. البته دو حلقه هم کافی هست.

عمق چاه اول حدود بیست و پنج متر بود. پس از فرود از این چاه و جمع کردن طناب با پیمایش شیب نسبتا ملایمی حدود بیست متر به چند سنگ بسیار بزرگ رسیدیم که زیر آنها به صورت کاملا واضح دهنه چاه دوم بود. بازهم کارگاه های سیم بکسلی کمکمان کردند و قسمت اول این چاه شماره دو را که حدود بیست متر بود طی کردیم و به یک محوطه سکو مانند رسیدیم و با یک کارگاه سیم بکسل دیگه قسمت دوم این چاه رو که حدود بیست متر بود طی کردیم و این دفعه به یک تالار نسبتا بزرگ رسیدیم که یک پلاک هم در اون نصب شده بود و دفترچه های یادداشت در اون قرار داده شده بودند. در اینجا سه مسیر وجود داشت یکی به سمت چپ که بن بست بود. یکی روبرو بود که به سمت قندیلهای زیبا میرود و در انتها بن بست هست و راه سمت راست که راه خروج غار بود.(از این مسیر باد میوزید)

مسیر قندیلها رو انتخاب کردیم (راه وسطی) این مسیر با وجود خاک و شنریزه به سمت پایین مشخص هست،  با استفاده از دو حلقه طناب که به کارگاههای طبیعی وصل کردیم و سینه خیز از مسیرهای تنگ و کوچک به قندیلها رسیدیم. توجه داشته باشید که به هیچ وجه این دو طناب رو نباید تا برگشت به تالار قبلی باز کرد. خلاصه از قندیلهای زیبا عکسهای زیادی گرفتیم و با استفاده از یومار و بعضی جاها دست به سنگ برگشتیم به تالار قبلی و به مسیر سمت راست رفتیم که با مقداری شیب به سمت بالا به اولین چاه بعد از تالار رسیدیم. یک کارگاه سیم بکسل و طناب ثابت وجود داشت که بعد از فرود از یک چاه حدود بیست متری به یک تراورس با شیب تند برخورد کردیم که باید با احتیاط کامل کمی به سمت بالا میرفتیم که به داخل چاه پایین سقوط نکنیم. بعد به دهنه چاه بعد رسیدیم که کارگاه سیم بکسل داشت از این چاه در دو مرحله چاه و شیب تند با طناب به یک دهنه چاه دیگه رسیدیم که بازهم کارگاه سیم بکسلی داشت، این چاه حدود چهل متر عمق داشت و آخرین چاه بود. بعد از این چاه به سمت راست مسیر های فلش زده شده رو پیمودیم و یک مسیر سینه خیز رو رفتیم تا به یک مسیر خاکی با شیب تند به سمت بالا رسیدیم. در وسط های این شیب تند نور وارد شده از دهنه پایین غار رو مشاهده کردیم و پس از یک مسیر دست به سنگ به دهنه خروجی که همون دهنه بزرگ پایینی بود رسیدیم و کلی خوشحال شدیم که تونستیم مسیرها رو به سلامتی طی کنیم.

کروکی و نقشه مسیر رسیدن به امامزاده پیر اباذر از روستای چرمه

کروکی و نقشه مسیر رسیدن به دهنه غار بتون از امامزاده پیراباذر 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

صعود به قلل هفت شاخ کاشمر خراسان رضوی

یکروز آفتابی پاییز سال نود رو برای صعود به قلل زیبا و مخروطی هفت شاخ کاشمر انتخاب کردم. چون کسی حاضر نشد باهام بیاد مجبور شدم به دلیل تنگی وقت صعود رو به تنهایی انجام بدم، اینرو هم قبول دارم که صعود تنهایی کار خوبی نیست.

از مسیر بغل دانشگاه آزاد با ماشین شخصی به سمت بندهای سنگی رفتم، صبح ساعت شش و نیم رسیدم پای کوه. حرکت به سمت مخروطی های زیبا رو شروع کردم، در ابتدا مسیرها ساده بودند و هرچه بیشتر جلو میرفتم مسیرها شیبدارتر میشدند. نزدیکیهای قله ها هم که مقداری دست به سنگ زیبا و جالب داشت. خیلی خوشم اومد. دو ساعت بعد به اولین سوزنی صعود کردم و کمی اونجا واستادم. بعد به سمت بلندترین سوزنی حرکت کردم. منظره شهر کاشمر و سیدمرتضی از اون بالا خیلی باحال بود. یه روز آفتابی اما نسبتا خنک بود.

مقداری روی قله وایستادم و از یک مسیر برگشت دیگه اومدم پایین. کلا تا ماشین از موقع رفت تا برگشت چهار ساعت طول کشید.

روز جالبی بود و کلی از طبیعت لذت بردم. 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

پیمایش مسیر قله زو ( از پلکان بابا کوهی آب و برق مشهد ) به منطقه حصار گلستان

فصل پاییز فصل بسیار زیبایی هست که امسال یعنی سال نود بیشتر به زیبایی آن پی بردم.

اوائل آذر نود تصمیم گرفتم مسیر پلکان بابا کوهی آب و برق مشهد به قله زو و چشمه های زیبای بعد از اون تا منطقه زیبای حصار گلستان بغل سد گلستان رو طی کنم.

از طریق گوگل ارت مسیر رو روی جی پی اس نقطه گذاری کردم و از طریق سایتهای هواشناسی یک روز بارونی رو انتخاب کردم. البسه مناسب برای اون روز رو پوشیدم و با بستن کوله مناسب صبح ساعت یک ربع به نه اول پلکان باباکوهی بودم.

بارون ملایمی میبارید و هوای خیلی مطبوعی موجود بود. به بالای پلکان که رسیدم برف شروع به باریدن گرفت. به سمت قله زو حرکت کردم. خدای من عجب هوای زیبایی بود. احساس آرامش خاصی بهم دست داده بود. حدود یک ساعت و ده دقیقه بعد رسیدم به قله زو. این قله ارتفاع زیادی نداره حدود هزاروپانصد متر. اما منظره عالیی داره و اون روز ابرها پایین تر از قله منظره بسیار جالبی رو به وجود آورده بودن.

از قله به سمت چشمه اول حرکت کردم. قدم زدن توی برف خیلی حال میده. نمیتونم وصفش کنم. به چشمه اول رسیدم. عجب زیبا بود. منظره تک درخت بغل چشمه خیلی زیبا بود. از آب چشمه نوشیدم و به طرف چشمه دوم حرکت کردم. چون مسیرها رو از گوگل ارت روی جی پی اس پیاده کرده بودم بدون زحمت زیادی مسیرها رو میرفتم. اندکی بعد به چشمه زیبای دومی رسیدم و بعد از نوشیدن آب از این چشمه به سمت حصار گلستان حرکت کردم. مسیرهای راحت و در عین حال زیبایی بود. دره های بسیار زیبا و آرامش بخش.

ساعت دوازده رسیدم به بند گلستان و از اونجا هم با اتوبوس برگشتم طرف خونه.

در کل برنامه بسیار زیبایی بود و کلی حال کردم.

عکسهایی از این کوهپیمایی در قسمت عکسهای ایران همین سایت موجود هست.

کروکی مسیر نقشه طی کردن مسیر بین پلکان باباکوهی تا قله زو مشهد و حصار گلستان 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

 

 

درصورت تمایل نظر بدهید

RETURN TO TOP بازگشت به بالای صفحه خاطره ها شماره هشت

 

 

 

 

 

عکسهای جهان 1  WORLD PIX 1

 

عکس های دنیا 2   Country PICTURES 2

 

تصاویر عالم 3   Countries Views 3

 

دیدنیهای کره زمین 4   WORLD Sights 4

 

مناظر کشورها 5   All Around Sightseeing 5

 

عکس های جهان 6   Cities Sightseeings 6

 

عکسهای دنیا 7   WORLD PICTURES 7

 

تصاویر عالم 8   Country PIX 8

 

دیدنیهای کره زمین 9   Countries Photo 9

 

مناظر کشورها 10   WORLD View 10

 

مناظر کشورها 11   All Around Sightseeing 11

 

مناظر کشورها 12   All Around Sightseeing 12

 

خاطرات شماره یک

 

خاطره ها نمره دو

 

اتفاقات شماره سه

 

وقایع نمره چهار

 

یادداشت شماره پنج

 

خاطره ها شماره شش

 

خاطرات نوبت هفت

 

خاطره ها شماره هشت

 

خاطره ها شماره نه

 

تصاویر ایران 1  IRAN PICTURES 1

 

عکس های کشور من 2   My country Photos 2

 

 عکسهای شهرها 3   City Photo 3

 

مناظر ایران 4   IRAN Views 4

 

عکس های داخلی 5   Sight PICTURES 5

 

عکسهای مناطق کشور 6   Inside Pix 6

 

تصاویر ایران 7   IRAN PICTURES 7

 

عکس های کشور من 8   My country photos 8

 

عکسهای شهرها 9   City Photo 9

 

مناظر ایران10  IRAN Views 10

 

عکس های داخلی 11  Sight PICTURES 11

 

عکسهای مناطق کشور 12  Inside pix 12

 

تصاویر ایران 13  IRAN PICTURES 13

 

عکس های کشور من 14  My Country Photos 14

 

عکسهای شهرها 15  City Photo 15

 

مناظر ایران 16  IRAN Views 16

 

عکس های داخلی 17  Sight PICTURES 17

 

عکس های داخلی 18  Sight PICTURES 18

 

عکسهای مناطق کشور 19  Inside pix 19

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Free Sitemap Generator